نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
که او یکریز و پی در پی
دم گرم خوشش را در گلویم سخت بفشارد
This entry was posted
on Saturday, February 21st, 2009 at 9:03 pm and is filed under Uncategorized, Art, Photography, Poem.
You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.